بى خوابى
-
تاریخ: 1396/4/22 ساعت: 16:55
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
خواب دوچرخه سواری
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 18:07
این روزها بهترین و خطرناک ترین لحظه هاست. مثل تموم خواب های دوچرخه سواریم که یهو چپ میکردم تو دره و از خواب مپریدم. تو اوج خوش حالی خبرهای بد شنیدن فاجعه ترینه...!
عنوان نداره
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 18:07
سردرگمی وقتی از حد بگذره جز خستگی و ناتوانی چیزی به دنبال نداره. حالا هزاریم که تو جمع غصه هارو بپوشونم و بخندم چیزی عوض نمیشه... درد اینه که اونی که باید، هم گوشش رو گرفته هم چشمش رو بسته.xa0 من میام این جا فریاد میزنم ولی چه فایده...
سردرد فردا صبح ۳۳
-
تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 13:35
ولو شده رو تخت وسط حیاط و دورتا دورشو پشه بند گرفته. چشماشو بسته و یه لبخند عمیق رو لبشه… چند ساعت قبل میخواستن یاس های گلدونو بچینن ولی احمد نذاشت. حالا یکی از دلایل لبخندش عطر همین یاس هاست که هرازچند گاهی پخش میشه تو هوا و هجوم میاره به احمد که حالا مثه مومیایی ها خوابیده. درسته گهگاه یه بادی میا...
آسمون
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 20:03
[unable to retrieve full-text content]پارسال این موقع بارون اومد. الان نگاه طعنه آمیز به آسمون هم مسخرس... :| رفیق خودت به راه بیا!
واى بر ما
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 20:03
[unable to retrieve full-text content]ما باید بیشتر از این ها باشیم ما باید خیلى خیلى بیشتر از این ها تلاش کنیمxa0 افسوس و صد افسوسxa0 واى بر ما...
حسرت خوردن
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 20:03
حسرت خوردن هیچ فایده اى نداره اینو میدونم. پس شما بگین وقتى یه خاطره هایى یاد آدم میاد، وقتى دلت میخواد پیش یه سریا باشى که نمى تونى، چه کار باید کرد به جاى حسرت خوردن...؟
دلم تنگه
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 0:45
دلم برات تنگه... تو هیچ وقت نخواهى فهمید ولى خب دلم برات تنگه ناراحت ٤ تا کتابیم که رد و بدل نکردیم و تموم ٥ام هاى ماه که من بعد تباه میشه... دلم تنگهxa0 همین
برم
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 22:15
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
واسه یه ساعت
-
تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 18:40
من در بهترین نقطه ى ممکن جهان نشسته ام! کاش میشد فقط به هیچى فکر نکرد و از این بهترین نقطه، فقط درخت هاش بود و صداى پرنده هاش... مثلاً واسه یه ساعت فقط نوش بود بدون هیچ نیشى :))
درون غمه و اشک
-
تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 23:46
یاد یه روزهایى میفتم که خاطراتش خیلى خوشایند نیست... یاد شور و وجد بى سابقه مردم که امشب دوباره از نو انگار شروع شده... فرقش اینه که مردم خیلى خیلى خسته تر و درمونده تر شدن؛ نگاه بهشادى هاى پوچ امشبشون نکنین. از درون تنها غمه و اشک... کاش دو روز دیگه
خراب...
-
تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 23:46
بریز اى شوق پى در پى به صحراهاى آبادم خرابم کن خراب تو مرا دیوانه میسازد
این کشور به وسعت خاکش خندید و به پهناى رودهایش گریست...
-
تاریخ: 1396/3/1 ساعت: 23:46
میان تمام شادى هاى امروز چندین لبخند کم است. لبخند آن هایى که سال ها قبل انتظار چنین روزى را میکشیدند و تنها نصیبشان سیاهى شد. امروز براى همه شما گریستن و به جاى تمام شما لبخند زدم. به جاى تمام شما بوق زدم؛ به جاى تمام شما شادى کردیم...
شور و توان مضاعف
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 8:06
یه توان مضاعف در لحظه که میتونه دیوار رو هم جابجا کنه با کلى نقشه و برنامه براى کل هفته... امیدوارم حداقل تا شب این حال خوب دووم داشته باشه...
هم اینک...
-
تاریخ: 1396/2/25 ساعت: 8:06
چرا باید در لحظه هایى از زندگى که همه در شور و جنبش هستند، غمگین ترین باشم؟ چرا نمى توانم مثل همه شاد باشم؟
مختارین
-
تاریخ: 1396/2/11 ساعت: 11:46
یه زمانایى بود همتون خیلى برام مهم بودین.xa0 این روزا هیچى واسم اهمیت نداره؛ دوس دارین باشین، رو تخم چش جا دارین، اگرم دوس ندارین، من خستم. خسته ترینم براى این که بگم مهمین و باشین و این داستانا...xa0 مختارین خلاصه. ما فقط به نظرتون احترام...
این هواى لعنتى...
-
تاریخ: 1396/2/11 ساعت: 11:46
حتى اگر عمد داشته باشیم خوب نباشیم هم نمى شود. هوا این اردیبهشت لعنتى... با این همه عشق و شور.xa0 تو محکوم به خوب بودن میشوى
تصرف عدوانى
-
تاریخ: 1396/1/25 ساعت: 22:25
این روزها دارم "تصرف عدوانى" رو میخونم و هرچى جلوتر میره بیشتر از استر حالم به هم میخوره. انقد وابسته بودن انقد سعى در استقلال و شکست خوردن... بیشتر از این حرصم میگیره و همزمان میترسم که منم اگه به جاش باشم همین کارهارو بکنم... :|
جیب
-
تاریخ: 1396/1/25 ساعت: 22:25
تا حالا شده آستر جیبتون رو پشت و رو کنین، کامل از جیبتون درش بیارین چون یه سرى خرده ریز تهشه که میخواین خالیش کنین؟ من دلم میخواد این کارو با معدم بکنم تا بلکه این حالت تهوع کوفتى تموم شه. تا بلکه بالاخره بعد از یه هفته خلاص شم.
تو فقط هستی که باشی
-
تاریخ: 1396/1/25 ساعت: 22:25
تو نه خسته ای، نه همپا تو نه از غیری، نه از ما . . . چرا وقتی به این جاش میرسه تمام وجودم میلرزه؟ [تو نه بیرون، نه درونی تو نه ارزون، نه گرونی]xa0