یلدا - تاریخ: 1400/11/16 ساعت: 20:29
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و این باده از کجا آورد؟ چه راه می زند این مطرب مقام شناس که در میان غزل قول آشنا آورد؟ صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است که مژده طرب از گلشن سبا آورد دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن که باد صبح نسیم گره گشا آورد علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست برآر سر که طبیب آ...
one of the best openings ever - تاریخ: 1400/11/16 ساعت: 20:29
t was the best of times, it was the worst of times, it was the age of wisdom, it was the age of foolishness, it was the epoch of belief, it was the epoch of incredulity, it was the season of Light, it was the season of Darkness, it was the spring of hope, it was the winter of despair. Adblock test (...
opening of my favorite book - تاریخ: 1400/11/16 ساعت: 20:29
If you really want to hear about it, the first thing you’ll probably want to know is where I was bo , and what my lousy childhood was like, and how my parents were occupied and all before they had me, and all that David Copperfield kind of crap, but I don’t feel like going into it, if you want to kn...
ایمیل...! - تاریخ: 1399/10/3 ساعت: 11:31
به من ایمیل بزنین خبر خوب بدین...
خبر خوب - تاریخ: 1399/10/3 ساعت: 11:31
گفته بودم ایمیل بزنید و خبرهای خوب بدهید. ممنونم از ایمیلت ممنوم از این توجه... برایم ملغمه ای از تمام احساسات ممکن بود زمانی که مرا "عزیز دربه در شده ی غربت کشیده" خطاب کردی و چه زیبا گفتی از کوچک
بخونم - تاریخ: 1399/4/8 ساعت: 13:36
این امتحان بدکردار تموم شه... میخوام یکم کتاب بخونم واسه دل خسته خودم...
این لحظه رو می خوام - تاریخ: 1399/4/8 ساعت: 13:36
اردیبهشت ها یه لحظه هایی هست که هوا ابریه و باد خنک میاد. صدای شاخه های سبر درختا توی باد میپیچه و تو توی طبقه اول، جلو شیشه های قدی ساختمون منظره رو تماشا می کنی. بعد یهو بارون شروع میشه... بارون شدید و وقتی از ساختمون بری بیرون بوی خاک نم دار تنها چیزیه که حس می کنی...
۲۳ اردیبهشت شما مبارک - تاریخ: 1399/4/8 ساعت: 13:36
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
شرقی غمگین - تاریخ: 1399/4/8 ساعت: 13:36
ای شرقی غمگین زمستون پیش رومه با من اگه باشی،گِل و بارون کدومه؟ آواز دست ما،میپیچه تو زمستون ترس از زمستون نیست،که آفتابش رو بومه
دریغا - تاریخ: 1399/4/8 ساعت: 13:36
کلمات و ایده ها در ذهنم رژه میروند... دریغ از تنها یک جمله که منعقد شده و روی کاغذ بیاید...!
همین قدر روان! - تاریخ: 1399/4/8 ساعت: 13:36
مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ کس/ ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را . . . «سعدی! چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو» / ای بیبصر! من میروم؟ او میکشد قلاب را
ساری گلین - تاریخ: 1399/4/8 ساعت: 13:36
هرکس برای مویه کردن راهی پیدا میکند... من به ساری گلین گوش می کنم. بارها و بارها بدون آن که حتی یک کلمه از آن را بفهمم، غمش... غمش را با تمام وجودم احساس می کنم...!
مه 3 - تاریخ: 1399/4/8 ساعت: 13:36
مثل اندوه برای آدمی، مه غم جهان است. آرام آرام می خزد و نزدیک می آید. خوب که نزدیک شود دیگر حایی را نمیبینی. برای خودش عظمتی دارد. ابهتی . شکوهی که آن را برایت زیبا جلوه می دهد. اصلا چه کسی منکر زیبایی غم است؟ بدان که غم زیباست. اندوگین بودن با ابهت است. بدان که از غمگین بودن نباید شرمسار بود. که حت...
پیله - تاریخ: 1399/4/8 ساعت: 13:36
من در پیله کوچکی که دور خودم تنیده هم، مچاله از سرما، به آزادی فکر می کنم به لبخد معصومانه کودکان. به تابش نور آفتاب گرم بر روی پوستمان و به خاطر جمع بودن... به امید. من به تمام این مفاهیم کلی فکر می کنم. که چقدر گنگند و من چقدر ناتوان برای فراهم آوردنشان. کاش می توانستم تعریف جدیدی از مفاهیم ارائه ...
بهاری دیگر - تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 4:30
بهاری دیگر آمده استآریاما برای آن زمستانها که گذشتنامی نیستنامی نیست. از اسفند 57 که شاملو چنین گفته تا به اسفند 98 حال و روز همان است که بود...
آرش - تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 4:30
اگر تو آن ها را برهانی امید خواهی شد و این وحشت آور است. امید که در هر گدار سخت مردی خواهد آمد، انبوه را کاهل می کند و در هر تنگی ایشان چشم می گردانند تا برگزیده کیست و خود برجای نشسته. . . . تیر تو ا
افسانه 0 - تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 4:30
به عنوان شنونده داستان های طولانی و مفصل در طول دوران کودکی ات، فرزندم، نخست باید بدانی که افسانه چیست! ما مردمان ناملایمتی های زیادی را در زندگی تجربه می کنیم. در لابه لای تمام این لحظات منحوس دلگرمی
فرار نکنید - تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 4:30
فرار نکنید. از احساسات فرار نکنید. که حتی اگر برای لحظه ای احساس کنید پیروزمندانه جان به در برده اید، به ناگاه آن حس از جایی دیگر که حتی فکرش را هم نمی کنید بر سرتان آوار می شود. امشب، سیاهکل و جمعه فرهاد و اندیشه های پویان
خدای بایزید - تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 4:30
. . . یک روز مرید گفت: خواجه! کسی که هر روز صد بار خدای بایزید را ببیند، بایزید را چه کند که ببیند؟ بوتراب گفت: ای مرد! چون خدای را تو ببینی، بر قدر خود بینی؛ و چون در پیش بایزید بینی، بر قدر بایزید بینی.
لحظه ای شادی - تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 4:30
ما گاهی یادمان میرود روحمان دقیقا چه چیزی احتیاج دارد. مثل من که دیروز فهمیدم روحم دلتنگ موسیقیست. نه لزوما نوایی که به گوش برسد که نوایی آشنا که بتوان با آن زمزمه کرد. همین قدر ساده و پیش پا افتاده

برچسب‌های مرتبط

هفت مجلس در عزا و معجزه | تموم شده | تموم شده تتلو | صبرم تموم شده | پدر يعنى چى | نعوظ يعنى چى؟ | عشق يعنى چى | یلدا یعنی یک دقیقه بیشتر | تیم این فصل سردار آزمون | دلم سوخت