اندر امیدوارى

متن مرتبط با «فتح نامه ی کلات» در سایت اندر امیدوارى نوشته شده است

یلدا

  • نیلوبلاگ

    چه مستیست ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و این باده از کجا آورد؟ چه راه می زند این مطرب مقام شناس که در میان غزل قول آشنا آورد؟ صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است که مژده طرب از گلشن سبا آورد دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن که باد صبح نسیم گره گشا آورد علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا آورد رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آورد مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد به تنگ چشمی آن ترک دلسیه نازم که حمله بر من درویش یک قبا آورد فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند که التجا به در دولت شما آورد بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ایمیل...!

  • نیلوبلاگ

    به من ایمیل بزنین خبر خوب بدین......

    ادامه مطلب
  • این لحظه رو می خوام

  • نیلوبلاگ

    اردیبهشت ها یه لحظه هایی هست که هوا ابریه و باد خنک میاد. صدای شاخه های سبر درختا توی باد میپیچه و تو توی طبقه اول، جلو شیشه های قدی ساختمون منظره رو تماشا می کنی. بعد یهو بارون شروع میشه... بارون شدید و وقتی از ساختمون بری بیرون بوی خاک نم دار تنها چیزیه که حسمی کنی......

    ادامه مطلب
  • ۲۳ اردیبهشت شما مبارک

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • شرقی غمگین

  • نیلوبلاگ

    ای شرقی غمگین زمستون پیش رومه با من اگه باشی،گِل و بارون کدومه؟ آواز دست ما،میپیچه تو زمستون ترس از زمستون نیست،که آفتابش رو بومه...

    ادامه مطلب
  • دریغا

  • نیلوبلاگ

    کلمات و ایده ها در ذهنم رژه میروند... دریغ از تنها یک جمله که منعقد شده و روی کاغذ بیاید...!...

    ادامه مطلب
  • همین قدر روان!

  • نیلوبلاگ

    مقدار یار همنفس چون من نداند هیچ کس/ ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را . . . «سعدی! چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو» / ای بیبصر! من میروم؟ او میکشد قلاب را...

    ادامه مطلب
  • ساری گلین

  • نیلوبلاگ

    هرکس برای مویه کردن راهی پیدا میکند... من به ساری گلین گوش می کنم. بارها و بارها بدون آن که حتی یک کلمه از آن را بفهمم، غمش... غمش را با تمام وجودم احساس می کنم...!...

    ادامه مطلب
  • پیله

  • نیلوبلاگ

    من در پیله کوچکی که دور خودم تنیده هم، مچاله از سرما، به آزادی فکر می کنم به لبخد معصومانه کودکان. به تابش نور آفتاب گرم بر روی پوستمان و به خاطر جمع بودن... به امید. من به تمام این مفاهیم کلی فکر می کنم. که چقدر گنگند ومن چقدر ناتوان برای فراهم آوردنشان. کاش می توانستم تعریف جدیدی از مفاهیم ارائه بدهم. طوری که غم بی معنا باشد و غیر قابل دسترس.تمام احساساتمان آمیخته با شادی باشد و امید آن پل میان حقیقت و رویا... ...

    ادامه مطلب
  • بهاری دیگر

  • نیلوبلاگ

    بهاری دیگر آمده استآریاما برای آن زمستانها که گذشتنامی نیستنامی نیست. از اسفند 57 که شاملو چنین گفته تا به اسفند 98 حال و روز همان است که بود......

    ادامه مطلب
  • فرار نکنید

  • نیلوبلاگ

    فرار نکنید. از احساسات فرار نکنید. که حتی اگر برای لحظه ای احساس کنید پیروزمندانه جان به در برده اید، به ناگاه آن حس از جایی دیگر که حتی فکرش را هم نمی کنید بر سرتان آوار می شود. امشب، سیاهکل و جمعه فرهاد و اندیشه های پویان...

    ادامه مطلب
  • خدای بایزید

  • نیلوبلاگ

    . . . یک روز مرید گفت: خواجه! کسی که هر روز صد بار خدای بایزید را ببیند، بایزید را چه کند که ببیند؟ بوتراب گفت: ای مرد! چون خدای را تو ببینی، برقدر خود بینی؛ و چون در پیش بایزید بینی، بر قدر بایزید بینی....

    ادامه مطلب
  • لحظه ای شادی

  • نیلوبلاگ

    ما گاهی یادمان میرودروحمان دقیقا چه چیزیاحتیاج دارد. مثل من که دیروز فهمیدم روحم دلتنگ موسیقیست. نه لزومانوایی که به گوش برسد که نوایی آشنا که بتوانبا آن زمزمه کرد. همین قدر ساده و پیش پا افتاده...

    ادامه مطلب
  • خبری نگیرید

  • نیلوبلاگ

    من خیلیییییییی خسته ام. چند روزی خبری از من نگیرید. برای ساعت ها می خواهم فقط از پنجره به بیرون خیره شوم و "تا بهار دلنشین" گوش کنم....

    ادامه مطلب
  • سعدی عزیز

  • نیلوبلاگ

    سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی/ چه خیالها گذر کرد و گذر نکرد خوابی به چه دیر ماندی ای صبح که جان من برآمد/ بزه کردی و نکردند مؤذنان ثوابی نفس خروس بگرفت که نوبتی بخواند/ همه بلبلان بمردند و نماند ج...

    ادامه مطلب
  • یوما/ آسیا

  • نیلوبلاگ

    طاح الیل و الدنیا خواتمبحرو غریق و ضلامو عاتم...

    ادامه مطلب
  • امیدوارم کسی نخونتش!

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • شیون، سوگ، خشم

  • نیلوبلاگ

    آنچه حدوثش بر ما ناخوشایند است، وجوه مختلفی دارد... برای من ابتدا شیون و زاری، سپس سوگ است. سوگ،سنگین و سیاه و در هم تنیده،گلولهای را ماند که در یک چرخش ابدی تشویش را در جانهر لحظه به شیوهای نو و ...

    ادامه مطلب
  • سرم اومد چیزی که میترسیدم ازش

  • نیلوبلاگ

    من تمام این مدتی که ابردین بودم آهنگ گوش نمی دادم... و کار درستی میکردم. چیه این تل فکر و خیال که با تک تک کلمات توی آهنگ داره میریزه رو سرم؟...

    ادامه مطلب
  • شما بخونین جمله عاشقانه

  • نیلوبلاگ

    گفت:" اگه احمدارو میخوندم هم این جوری میشد؟" قلبم تیکه پاره شد......

    ادامه مطلب